ط. جغرافيا

1. انگليسي‌. مهم‌ترين جغرافيدان نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌، جرالد ويلزي بود كه از بريتانياي كبير برخاست‌. در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌، آثار جغرافيايي لاتيني‌، آنچه از نوشته‌هاي زايران و مبشران‌ متمايز است‌، توسط سه انگليسي و دانماركي نوشته شد.
سه انگليسي عبارت بودند از جرويس كانتربري‌، جرويس تيلبري و بارتولوميوي راهب‌. جرويس اولي از راهبان كليساي مسيح‌، توصيف انگلستان را ايالت به ايالت نوشت و آن را نقش‌ جهان نام نهاد. جرويس دومي در حدود 1211، مجموعه‌حكاياتي براي اوتوي چهارم تأليف‌ كرد، كه شامل اطلاعات جغرافيايي زيادي‌، از قبيل مكان‌شناسي رم بود. دو كتاب از نوزده كتاب‌ رساله‌اي كه بارتولوميو تأليف كرد، درباره‌ٴ جغرافياي طبيعي و سياسي بود. مسلماً در دايرةالمعارف‌هاي ديگر هم معلومات جغرافيايي وجود داشت‌، ولي خيلي كمتر از رساله‌ٴ بارتولوميو، مگر در آيينه‌ٴ شاهي (كه به لاتيني نوشته شده بود.).
2. اسكانديناوي‌. جغرافيدان دانماركي‌، ساكسوي نحوي‌، ابتدا مورخ بود، ولي تاريخ دانمارك‌ او حاوي اطلاعات جغرافيايي بي‌مانندي است‌، از قبيل ملاحظات مربوط به يخچال‌هاي‌ ايسلند، و قديمي‌ترين اشاره به حركت يخچال‌ها. ساكسو كتابش را در اوايل سده‌، نوشت‌. اين‌ كتاب در قرون وسطا، كاملاً رايج و تا چندين سده‌، مأخذ عمده‌ٴ اطلاعات درباره‌ٴ كشورهاي‌ شمالي بود. قريب چهل سال بعد، موٴلف ناشناس آيينه‌ٴ شاهي اطلاعات بيشتري عرضه كرد، ولي‌ از آن‌جا كه اين كتاب به زبان نروژي بود تا سده‌ٴ هجدهم‌، در خارج از اسكانديناوي كاملاً ناشناس‌ ماند. اين امر از دو جهت موجب تأسف است‌. چون اين موٴلف نه فقط توصيف تازه‌اي از كشورهاي شمالي و ويژگي‌هاي فراوانشان به دست مي‌دهد، بلكه معلومات عمومي‌ جغرافيايي‌اش به‌طور غريبي وسيع بوده است‌، مثلاً به كرويت زمين اعتقاد داشت و بر آن بود كه‌ منطقه‌ٴ معتدله‌ٴ جنوبي ممكن است مسكوني باشد.
در اين اثنا، جهانگردان اسكانديناوي اقدامات شجاعانه‌ٴ خود را دنبال كردند. رافن‌ اسفينبيورنسن‌1 از روٴساي ايسلند به ديدار انگلستان‌، فرانسه و اسپانيا شتافت‌. سفرهاي زيادي به‌ سوي شرق در جهت درياي سفيد صورت گرفت‌. اگموند اسپانهايمي‌2، كه در يكي از اين سفرها شركت داشت‌، از درياي سفيد گذشت و از روسيه به درياي سياه و فلسطين رفت و پس از آن به‌ نروژ بازگشت‌. شك نيست براي اين افراد كه به آب و هواي سخت خو كرده بودند، سفر به خارج‌ دشواري كمتري داشت‌، و هرگاه به سوي سرزمين‌هاي جنوبي سفر مي‌كردند به لذت اكتشاف‌ نعمات و زيبايي‌هايي دست مي‌يافتند كه سرزمين مادري‌شان از آنها بي‌بهره بود. اين عجيب‌ است كه عده‌ٴ بيشتري از آنها نخواستند به سوي جنوب مهاجرت كنند، ولو به صورت موقت‌.


Rafn Sveinbjornsson .1
Ogmund of Spanheim .2